عکس شهرسازی در آینده نه چندان دور.........
دكتر اسماعيل شيعه
دانشيارمعماري و شهرسازي دانشگاه علم و صنعت ايران
چكيده
در اين مقاله كه به لزوم تحول در مديريت شه ر هاي ايران مي پرداز د ، در ابتدا مشكلات شهرهاي
امروزي ايران و تنگناهاي موجود آن برشمرده مي شو د . سپس با بررسي مباني نظري در عرصه هاي
شهرسازي و مديريت شهر ي ، اهداف مديريت شهري در دنياي امروز مورد بررسي قرار مي گير د . آنگاه
به چگونگي فايق آمدن شهرداري هاي كشورهاي صنعتي بر مشكلات خود پرداخته شده و به اقداماتي
كه آنان در عرصه هاي مديريتي خود به منظور ارتقاء سطح شهرسازي و رفع مشكلات شهرها انجام
داده ان د ، اشاره مي نماي د . در ادامه بحث و باختصا ر ، مشكلات امروزي مديريت شهري در ايران مورد
بررسي قرار داده ان د . در نهاي ت ، اين مشكلات با مباني نظر ي ، اصول مديريت شهري و نحوة كار
شهرداري هاي كشورهاي صنعتي مقايسه مي شو د . در نتيجه گير ي ، ضمن تأكيد بر تخصصي كردن
مديريت شهري و تحولاتي كه در اين عرصه بايد معمول گرد د ، به لزوم تحول در قوانين و تشكيلات
مديريت شهري به منظور بهبود ساختار كا لبدي، اجتماعي و اقتصادي شهرها اشاره شده و به پيشنهاد
براي بهبود وضعيت آن ها پرداخته مي شود.
واژگان كليدي: مديريت، قانون، فرهنگ،تخصص، كالبد، تشكيلات، برنامه ريزي، برنامه نويسي
چكيده
پديده شهرنشيني، با قدمتي طولاني، با آيند هاي پيچيد هتر از امروز روبرو اس ت. شواهد موجود نيز صحت آن را
ب ينياز از اثبات نشان م يدهد. زيرا اگر طي سي سال گذشته، جمعيت شهري جهان به بيش از دو برابر رسيد، ب ر
اساس پي شبين يهاي مقرون به صحت سازمان ملل، طي سي سال آينده نيز ب هويژه در كشورهاي پرجمعيت در
حال توسعه چنين خواهد بو د. اين پديده پيوسته، دو وجه هزينه و فايده را در خود داشته، و در هر حال يكي از
عناصر مهم در محاسبه شاخ صهاي مختلف اقتصادي و ا جتماعي و سياس تگذار يها بوده اس ت. چهار محو ر
جمعيتي، اجتماعي، اقتصادي و زيس تمحيطي، در استمرار تح ولات آينده درخور مطالع هاند. توسعه ب يوقفه شهري
در اين محورها، برخورداري از مديريت علمي و اثرگذار براي مقابله با چال شهاي جديد، توزيع امكانات بر اسا س
سياس تهاي متناسب با اوضاع و درك مجدد از مسائل با رعايت قواعد بازي در سطوح ملي و جهاني را
اجتنا بناپذير ساخته است.
كليدواژ هها: شهرنشيني، كلا نشهر، كمربند حاشي هاي، سرمايه اجتماعي، احتكار زمين، ژئوفيزيك، همسايگي
به نظر می رسد امروزه مهمترین موضوع در حوزه رشد اقتصادی شهرها بهره مندی از فناوری های نوین باشد ، فناوری های نو به زعم تافلر مولد ثروتی انقلاب در جهان حاضر شده است ، تاثیر فناوری در حمل و نقل شهری ، خدمات شهری و خدمات اجتماعی بر کسی پوشیده نیست ، مثلا استفاده از فناوری های روباتیک و نانو در پاکسازی شهر ، مصرف انرژی و ... ، فناوری اطلاعات و ایجاد شهر الکترونیک ، مدیریت شهر ، حمل و نقل شهری و ... ، فناوری زیستی در محیط زیست ( آب و فضلاب و ...) و ... همه و همه گواه تاثیر ژرف فناوری بر افزایش سرعت خدمات ، رفاه ، کاهش هزینه و خلق زمینه های درآمدی جدید است. اما واقعیت آنست که نگین معماری نوین مدیریت در شهر بیش از آنکه فناورانه باشد فرهنگی است. و فناوری به عنوان ابزار توانمند ساز به خدمت ویترین فرهنگی شهر و صنایع فرهنگی درآمده است، صرف نظر از مباحثی چون هویت ، امنیت و ... که در مواجه با آن یک بال اصلی فرهنگ است و هزینه های مترتبه از کانال فرهنگ می گذرد و در رشد اقتصادی شهرها بی تاثیر نیستند .شهرهای بزرگ جهان، امروزه، جذابترین ویترینهای رشدیافتگی خود را با کالاهای فرهنگی به نمایش میگذارند، تا جایگاه خود را در استراتژیها و چشمانداز رشد شهری، در قلمرو فعالیتهای فرهنگی و عرضه محصولات هنری تعریف کنند. تا آنجا که بسیاری از این شهرها، رشد فرهنگی را با توجه به آثار بیرونی آن در اقتصاد شهری، پویاترین بخش اقتصادی در شهر قلمداد کرده، و اقتصاد فرهنگی را عامل اصلی رشد و شکوفایی اقتصادی در دیگر بخشها میدانند . تاج محل در هندوستان به عنوان مروارید گردشگری هند بیش از آنچه به عنوان معماری و فضای کالبدی باشد ، پیام آور عشق ابدی و نشانه ای فرهنگی است. درآمد ازقبل فرهنگ و رشد صنایع فرهنگی به عنوان یکی از زمینه های عرضه مدیریت شهری به جهان پیرامونی امروزه به طور جدی مورد بحث است . از سوی دیگر مهندسی فرهنگ در بسترسازی زمینه های اقتصادی مدیریت شهری از قبیل عوارض ، ساخت و ساز ، محیط زیست و فضای سبز ، زیبا سازی ، ترافیک زباله و بازیافت و ... نقش بی بدیل و محوری ایفا می نماید. رفتارسازی برای همراهی با مدیریت شهری تنها از مقوله فرهنگ میسر می گردد.
تنها اگر در مسئله زباله و بازیافت به عنوانی یکی از زمینه های اقتصاد شهری مداقه نماییم شاهد تاثیر شگرف فرهنگ در فرآیند کاهش هزینه های مادی و معنوی خواهیم بود ، براساس آمار روزانه 50 هزار تن زباله در سطح شهرها و روستاهای کشور تولید میشود و سهم تهران از این مقدار، ۷ هزار و ۵۰۰ تا ۸ هزار تن اعلام شده است. 140میلیارد تومان هزینه جمعآوری زباله و رفت و روب فقط در تهران است ( مثلا در اصفهان بنا به اعلام شهرداری اصفهان سالانه بالغ بر 300 ميليارد ريال براي جمعآوري پسماند، نظافت و رفت و روب شهر هزينه ميشود.) ، بی شک مدیریت تفکیک از مبدا ، رعایت نظافت در معابر و مناطق عمومی تنها از طریق اثر گذاری فرهنگی محقق می گردد. هرچند که امروزه زباله به عنوان یک عامل الهام بخش و ماده خام دست مایه خلق آثار هنری شده است. سابقه ساخت پیکره های هنری از آهن قراضه ها و سایر فلزات دور ریخته شده به سال ها پیش بر می گردد و چند دهه از زمانی که اولین آثار هنری از پسماندهای فلزی خلق شد و علاقه مندان به هنر را شگفت زده کرد گذشته است و اینک بسیاری از آن آثار در موزه های بزرگ و معروف دنیا به عنوان میراث های ارزشمند هنری نگهداری می شود.فرآیند خلق آثار هنری از زباله تا جایی پیش رفته که چندی پیش آخرین آثار هنری ساخته شده از زباله های فلزی و غیر فلزی در قالب هزار مجسمه که توسط یک هنرمند ژاپنی ساخته شده است در شهرهای بزرگ دنیا به نمایش گذاشته شد.
اگر در مقوله اقتصاد فرهنگی ، رفتار سازی در جهت کاهش هزینه ها را لحاظ نماییم ، در حوزه شهروندان دو اصل "شهروند به مثابه شهردار" و" شهر به مثابه خانه" دو ارزش کلیدی مهندسی فرهنگی هستند که تبدیل آها به کلید واژه های عملیاتی و تسری در سنین مختلف زمینه ساز رفتار مسئولانه اقتصادی در قبال شهر خواهد شد ، شاهد این مدعا این است که چنانچه شهروند در مقام شهردار واقع گردد و هزینه های اداره یک منطقه شهری را از نزدیک لمس نماید ، چه در مشارکت اقتصادی و چه در اهتمام به کاهش هزینه ها یاور مدیریت شهری خواهد بود.
ماحصل این نگاه این است که در سالی که از سوی رهبر معظم انقلاب معون به جهاد اقتصادی است ، در عرصه مدیریت شهری معماری اقتصادی جز از مسیر فرهنگی میسور نیست . فرهنگ به عنوان خمیر مایه رشد هم از منظر انسانی و بستر رشد و هم از منظر ابزار و نگاه به ابزار برای رشد اصلی بی بدیل است که توجهی ژرف و منطق برنامه ای هدفمند می طلبد ، توجه بیش از پیش به عرصه فرهنگ حتی از نگاه اقتصادی ضرورتی است که در هجمه جهانی سازی امروز پرداختن به آن از یک منظر نگاه نظام مند موجبات تعالی و زمینه ساز پیشرفت در سایر عرصه های زندگی است.
به من بگو چرا
در رويايم
كودكان مي خوانند
يك اواز عشق براي همه پسران و دختران
اسمان ابي است
مزرعه ها سبزند
و خنده زبان همه دنياست
بر مي خيزم و همه ان چيزي را كه مي بينم
دنيايي است پر از مردماني نيازمند
به من بگو چرا
اوضاع اين گونه است
به من بگو چرا
ايا چيزي است كه گمش كرده ايم
به من بگو چرا
چون من نمي فهمم
وقتي كسي به كسي نيازمند است
چرا ما دست كمكي نمي رسانيم
به من بگو چرا
هر روز
از خودم مي پرسم
بايد چه كار كنم كه يك انسان باشم
ايا بياستم و بجنگم
تا به همه ثابت كنم كه چه كسي هستم
ايا براي اين زنده ام؟
تا در دنيايي پر از جنگ نابود شوم
به من بگو چرا
چرا بايد اين گونه باشد
به من بگو چرا
ايا چيزي است كه گمش كرده ايم
به من بگو چرا
چون من نمي فهمم
وقتي كسي به كسي نيازمند است
ما چرا كمكش نمي كنيم
به من بگو چرا
فقط به من بگو چرا
چرا بايد اين گونه باشد
به من بگو چرا
ايا چيزي است كه گمش كرده ايم
به من بگو چرا
چون من نمي فهمم
وقتي كسي به كسي نيازمند است
ما چرا كمكش نمي كنيم
چرا ببرها مي دوند
و ما به انها شليك مي كنيم
چرا چرا ما هيچ وقت يادنمي گيريم
كسي مي تونه به من بگه چرا مي ذاريم جنگل اتش بگيره
چرا مي گيم كه حواسمون هست
چرا مي ايستيم و خيره مي شيم
چرا دلفين ها گريه مي كنند؟
كسي مي تونه بگه چرا مي ذاريم اقيانوس بميره
چرا اگه همه مثل هميم
چرا از اتش مي گذريم
چرا هيچ گاه به پايان نمي رسد
كسي ميتونه بگه چرا ما نمي تونيم دوست باشيم
چرا چرا